فرهنگی و هنری

هنر و ادبيات انقلابی در خدمت مبارزه طبقاتی

لمپن‌های نهضت مشروطه – رفيق بهروز دهقانی 12 نوامبر 2009

Filed under: مقاله،نقد،نظر،دیدگاه,بهروز دهقانی — فرهنگ @ 1:54 ق.ظ.

لمپن‌های نهضت مشروطه، مقاله‌ای از رفيق بهروز دهقانی

رفیق بهروز دهقانی

پیش از معرفی لمپن‌هائی که در جنبش مشروطیت نقشی داشته‌اند باید ابتدا به اجمال بررسی کنیم که لمپنیزم چیست ؟

«لمپن» اصطلاح عامی است برای كسانی كه درتوليد شركتی ندارند، با اينهمه از دسترنج اجتماع سهمی می‌برند. قارچهائی هستند روئيده بر پيكر درخت اجتماع، و ای بسا با زهرهائی كه به پای درخت می‌ريزند، درخت را می‌خشكانند يا رنجور می‌سازند.

اين اصطلاح شامل گروههای بسيار و بسياری می‌‌شود. چشمگيرترين اين گروه‌ها دسته‌ای است بنام دلال محبت و نيازی به طول و تفصيل ندارد. دلال كاری جز اين ندارد كه به لطايف الحيل موجودی پيدا كنند، زنی يا پسری. واز او استفاده كنند.

ارازل محله‌ها دسته ديگری از لمپن هاست. اينها كار ثابتی ندارند، اغلب با تهديد و حقه بازی از ديگران پول می‌گيرند و به اصطلاح زندگی می كنند. بعضی از اينها گاهی كار دولتی هم دارند و همين برهيبتشان می‌افزايد و توپشان را كارگر می‌كند.

لمپن فاقد وطن است. نه اينکه انترناسيوناليست و جهان وطنی باشند،هيچ جائی است نه همه جائی. مختصات خودش را فراموش كرده. نميداند در چه زمان و مكانی زيست می‌كند. به ظاهرخيلی پايبند آداب و رسوم و ناموس است. بخصوص تظاهر ميكندكه از زنان و بچه‌ها حمايت می‌كند. اما فقط به منظور اين كه خود بهره برد. نمونه اين لمپن‌ها را می‌توانيد در باشگاههای ورزشی و بعضی جاهائی كه دختران و پسران جوان به ضرورت زياد رفت و آمد دارند ببينيد.

لمپن ايمان ندارد، اگرچه ممكن است ايمان مذهبی آميخته به خرافات داشته باشد اما به هيچوجه وفا و محبت نمی شناسد. اعتقاد دارد. سری را كه درد نمی كند چرا دستمال بست. اما نيهيليست نيست. چرا كه نيهيليست ارزشهای بی ارزش شده را نفی می‌كند و از سوی ديگر از جنبه مثبت در جستجوی ارزش تازه‌ای است. و گذشته از آن با نفی ارزشها با قدرت حاكم درمی‌افتد. اما لمپن آدمی است كه همه ارزشها را نفی می‌كند و پذيرای هر نوع خواری و زبونی است ونمی‌خواهد و نمی تواند با قدرت در بيفتد.

لمپن شبيه گردان خوبی است و برای او فرقی ندارد كه زير پرچم يزيد برود يا برای شهدا سينه بزند. هدفی ندارد. به نظرش زندگی بدون معنی ومفهوم است. همه اشعاری را كه در مورد بی وفایی دنيا گفته‌اند از بر كرده و گاه گاهی چاشنی كلامش می‌كند.

شخصيت لمپن ازآداب و رسوم هفتاد و سه ملت متأثر است: مشرب اپيكوری و تصوف به مفهوم غلط و متداول، يعنی هرزگی، عياشی، بی بندوباری وخوارشمردن همه چيز مگر شكم و زير آن -اگزيتانسياليسم منحط (معلوم است نه اگزيستانسياليسم مبارز سارتر و ديگران)- تسليم و رضای بی چون چرای بودائی، غنيمت شمردن «دم» و  زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد بودن.

بسيار زود جوش است، زود بهيجان می‌آيد وهر جا راه ببری می‌رود. و همين است كه گاهی درنهضت‌ها راه پيدا می‌كند و از جوش و خروش كه افتاد باعث از هم پاشيدن آنها می‌شود. در هر نهضتی بوجود اشخاص با جرات نيازی هست و از اينرو گرداننگان نهضت‌ها بدون درنگ لمپن‌ها را به خود می‌پذيرند و پايه‌های قدرت خود را روی شنزار دوششان می گذازند و می‌بينی كه شن وارفته و كاخ به ظاهرمحكم روی سرش ازهم پاشيده است.

به طوركلی لمپن به دو نحو به نهضت صدمه می‌زند، با دستخوش حيله‌ها و خواستهای طبقه حاكم شدن و به آلت كوبيدن مردم بدل گشتن و با وارد شدن در نهضت و خرابی بالا آوردن. با اينهمه گاهی ازميان همين لمپنهای بی ايمان كسانی برمی‌خيزند كه با ايمان راستين پيش می‌آيند و تا آخر پايداری می‌كنند و جان می‌بازند. نمونه اين قبيل اشخاص را درنهضت می‌بينيم.

لمپنينزيم ازامراض ساری دوره ركود و سكون است. در اين دوران عده زيادتری پذيرای بيماری هستند چرا كه نياز شديدی به بيخبری و فراموشی دارند. برای داروغه سرخوش چه بهتر از گروهی شهريان بنگی خواب آلوده؟

در فیلم «گنج قارون» چه فلسفه‌ای تبلیغ می‌شود؟ فلسفۀ ول کن دنيا را. دنيا می‌گذرد. فایده تلاش و مبارزه چیست.

مرد «خوشبخت» دستفروش فیلم حتی روی دست علم طب هم می‌زند و هیچ چیز را به جد نمی‌گیرد.

لمپنیزم مثل خوره‌ای به پیکر اجتماع می‌افتد و آن را از پائین به بالا میتراشد. طبقه پائین اجتماع زودتر مبتلا می شوند و سپس نوبت خرده بورژواها «اهل دوایر» و کارمندان است و آنگاه بورژواها.

بدون شک این مختصر حق مطلب را ادا نمی‌کند خیلی حرفها به ضرور نگفته باقی می‌ماند.  در این خصوص تا کنون چیزی در ایران منتشر نشده است اما به روایت دوستی، جوان نیکو گویا کرمانشاهی از سالها پیش دست اندر کار تالیف کتاب بزرگی در باره لمپن‌های ایران است و فعلا دستهایش در پوست گردو

**********

اینک می‌پردازیم به معرفی چند نفر از لمپن‌های دوره مشروطیت. در باره هر یک بیشتر از دو یا سه جمله نوشته نشده است، اما همین نشاندهندۀ شخصیت آنهاست.

مشهدی عباسعلی در بازارچه دوه چی دكان علافی داشت با ستارخان دم از دوستی می‌زد و به تحريك سران انجمن اسلاميه ستارخان را به خانه‌ای برد كه آنجا بكشندش. اما تيری كه به او انداختند به شانه‌اش خورد. ستارخان زودی در رفت و جان به سلامت برد.

فتح الله باغميشه‌ای معروف به دگير مانچی در گرماگرم جنگ تبريز آب را به روی مردم بست. امير خيزی می‌‌نويسد «ازالواط و پهلوانان مشهور تبريز بود و در محله‌ی باغميشه روزگار خود را به مردم آزاری و بد كاری می‌گذراند.» به قول كسروی «يكی از لوتيان دوه چی می‌بود كه به بيرون شهر رفته آبها را از آسيابها باز گردانيد و بدينسان نان در شهر ناياب گرديده سختی بيشتر می‌شد.»

آيت خليل (خليل سگه) يكی از اشخاص بی باك و بی بند و بار بود و خود را در صف مشروطه خواهان و مجاهـــــدين وارد كرده به آزار و اذيت مردم می‌پرداخت و از بس حركات ناشايست از وی سر می‌زد كه به (آيت خليل) اشتهار يافته بود. (ص ۴١ امیر خیزی)

عيوضعلی اسكویی نمونه‌ای است از آن‌هائی كه نمی‌دانند چرا، برای كه و با كه می‌جنگند. همگامی كه تبريز از چهار طرف محاصره شده بود ، فرماندهی گروهی اجير از طرف عين الدوله به عيوضعلی داده شد كه از الواط معروف اسكو بود. مدتها در جنوب غربی تبريز مردم را می‌چاپيد.

علی اصغر يا قولاغی كسيك اصغر (اصغر گوش بريده) نيز از الواط معروف و رسيد محله دوه چی بود كه در خدمت انجمن اسلاميه با مجاهدين در افتاده بود.

حسن دلی (حسن ديوانه) از لمپن‌های با ايمان است. پس از آنكه مدتها بی هدف زيست در جنبش مشروطيت با مجــــــاهدين همراه شد و سر خود را نيز در اين راه  بباد داد. شبی از شبها مجاهدان تصميم می‌گيرند كه به سپاه عين الدوله در با شمنج شبيخون بزنند تا مگر راه آذوقه را باز كنند. مجاهدان بی سر وصدا تا نزديكيهای باسمنج می‌روند. حسن دلی بدون واهمه به توپ نزديك می‌شود و سوار لوله توپ می‌شود و داد و فرياد راه می‌اندازد. سربازهای دولتی بيدار می‌شوند و بگير و ببند، تا آخر سر مجاهدان عقب می‌نشينند. حسن دلی همانجا كشته می‌شود. آن شب به (شب حسن دلی) مشهور است .

About these ads
 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.